close
چت روم
داستان کوتاه

جمعه 25 آبان 1397

داستان کوتاه

تبلیغات متنی
تبلیغات کلاس C
تبلیغات


http://rozup.ir/up/joki/Pictures/ads_1.gif

x بستن
مطالب در ایمیل شما

در صورتی که دوست دارید هر روز مطالب داغ ( اس ام اس ، جوک ) و جدید براتون ارسال بشه ایمیل خودتون رو داخل کادر بصورت کامل وارد کنید سپس گزینه ثبت ایمیل را بزنید ، یک پنجره باز خواه شد که در پایین سمت چپ کد امنیتی را وارد کنید سپس گزینه complete را بزنید .

Delivered by FeedBurner


لطفا اس ام اس های زیبای خود را به همراه نام خود به سامانه 10003636361000 ارسال نمایید

خانم هایی که روزانه حداقل نیم ساعت در اینترنت هستند میتوانند کسب درآمد کنند فقط کافی کلیک کنن و با ما مکاتبه کنند


چت روم جوکی راه اندازی شد برای ورود به چت کلیک کنید

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
38 1862 aydaaa
4 883 aniln
18 1970 darush_1980
29 4445 kamransharq
14 828 omid68
3 244 sanaff
8 1051 zahrabb
5 621 mahdi155
1 2098 asal23
1 409 saba30

اسمش محسن بود

یتیم بود

لباس های کهنه میپوشید

مادرش حقوق بگیر بهزیستی بود

۱۶ سال سن داشت ولی هرکی میدیدش میگفت تو ۳۰ سالته تقسیر خودش نبود روزگار رو کمر کوچیکش سنگینی میکرد.

میگویند پدر کمر پسره محسن کمر ش شکسته بود پدر نداشت بابای مهربونش در ۱۵ سالگه در بیمارستان به خاطر سرطان خون فوت شده بود.

صبح نون و چای شیرین میخورد و با دوچرخه کوچیک قدیمیش که باباش براش خریده بود مدرسه میرفت.

محسن کارگری میکرد یه روز بیل میزد یه روز دستفروشی میکرد یه روز شاگرد مغازه بود.



موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 795 ارسال شده در : چهار شنبه 17 / 10 / 1393 ساعت 8:36 ارسال نظر ()

پســر : سـلـام عــزیـــزم، چطــورے؟
دختــر : سـلـام گلـــم، خیـلے بــد ..
پســر : چــرا؟ چے شــده؟
دختــر : بـایـد جـدا بشیـــم
پســر : چـــــــــرا ؟



موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 338 ارسال شده در : شنبه 17 / 03 / 1393 ساعت 21:30 ارسال نظر ()

داستان گنجشک و آتش

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

......



موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 138 ارسال شده در : چهار شنبه 24 / 02 / 1393 ساعت 20:28 ارسال نظر ()

داستان عدالت و لطف خدا
زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟
داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.
سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟
زن گفت: من بیوه زن هستم و سه دختر دارم ...



موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 182 ارسال شده در : چهار شنبه 24 / 02 / 1393 ساعت 20:17 ارسال نظر ()

داستان سیاوش و زن جوان

دو ، چهار ، چهار ، سه ، چهار


ساعت سه بامداد ، هوا تاريك و همه جا ساكت بود. ناگهان زنگِ تلفن به صدا درآمد.

سياوش از خواب پريد و تلفن را برداشت ، با صداي خواب آلود گفت: الو... . سپس صداي زني آمد.
زن: الووووو...
سياوش از خود بي خود شد و گفت: بفرماييد.
زن: شما با اين شماره تماس گرفتيد؟



موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 176 ارسال شده در : چهار شنبه 24 / 02 / 1393 ساعت 19:47 ارسال نظر ()

داستان کوتاه پادشاه !


داستانک,داستان آموزنده,داستان کوتاه پادشاهی با یک چشم و یک پا
پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان

جوکی    http://joki.rozblog.com 



موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 199 ارسال شده در : 03 / 09 / 1392 ساعت 13:41 ارسال نظر ()

روزی روزگاری, الاغهای دهی از پالاندوزشان ناراضی بودند و شاکی زیرا
پالانی که برایشان میدوخت پشتشان را زخمی میکرد
در نهایت تصمیم گرفتند که جایی جمع شوند و دعایی بکنند تا شاید پالان دوز دیگری به دهشان بیاید
از آنجا که این نیز حکایتیست و حکایت هم آمد و نیامد دارد,
دعاهایشان قبول درگاه آمد و پالان دوزی جدید وارد دهشان گشت
اما,چه فایده که این پالان دوز هم لنگه همان پالان دوز سابق... پالان راحتی بر تن خر ها نمیدوخت
بازهم تصمیم گرفتند که جمع شوند و برای آمدن پالان دوز جدید دعایی بکنند
شکر حق که این بار نیز چون حکایتی بیش نیست ,دعایشان مقبول گردید و پالان دوز جدید هم آمد اما افسوس که باز هم پالانشان راحت نبود و پشتشان همچنان زخمی...
هی جمع شدند و هی دعا کردند و این پالاندوز آمد وآن پالاندوز رفت
اما زخم پشتشان خوب نشد که هیچ بدتر هم شد
تا اینکه تصمیم گرفتند جمع شوند واین بار نه برای رهایی ازپالان دوزبلکه برای رهایی از خریت خود دعایی بکنند



موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 184 ارسال شده در : سه شنبه 19 / 06 / 1392 ساعت 11:41 ارسال نظر ()
موشی افسار شتری را گرفت و به راه افتاد. شتر به دلیل طبع آرامی که دارد با وی همراه شد ولی در باطن منتظر فرصتی بود تا خطای موش را به وی گوش زد کند. این دو به راه ادامه دادند تا به کنار رودخانه ای رسیدند. موش از حرکت باز ایستاد و شتر از او پرسید که: «چرا ایستاده ای تو رهبر و پیشاهنگ من هستی؟»
موش گفت: «این رودخانه خیلی عمیق است.»
شتر پایش را در آب نهاد و رو به موش گفت: «عمق این آب فقط تا زانوست.»
موش گفت: «میان زانوی من و تو فرق بسیار است.»
شتر پاسخ داد: «تو نیز از این پس رهبری موشانی چون خود را بر عهده گیر.»
چون پیمبر نیستی پس رو براه*******تا رسی از چاه روزی سوی جاه
تو رعیت باش گر سلطان نیی*******خود مران چون مرد کشتی بان نیی

 

قابل توجه مدیرانی که قرار است انتخاب کنند یا انتخاب شوند.

منبع: یکی بود.   www.yekibood.ir


موضوع : داستان کوتاه فرستنده :
تعداد بازديد : 175 ارسال شده در : دو شنبه 21 / 05 / 1392 ساعت 21:25 ارسال نظر ()
تبلیغات
 
سایت اسکینک دات آی آر  
لینک های داغ
دانلود موتورهای جستجو
http://naztak.ir/wp-content/themes/template47-wordpress/image/32.gif  http://naztak.ir/wp-content/themes/template47-wordpress/image/33.gif  http://naztak.ir/wp-content/themes/template47-wordpress/image/34.gif  http://naztak.ir/wp-content/themes/template47-wordpress/image/35.gif

ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟ عضویت سریع

http://rozup.ir/up/joki/Pictures/joki.rozblog.com-1001.gif          http://rozup.ir/up/joki/Pictures/joki.rozblog.com-1002.gif

دیگر امکانات جوکی
X بستن تبلیغات

نتایج زنده فوتبال


قوانین لینک باکس جوکی


ارسال مطلب در جوکی


سامانه پیامکی جوکی


لینک باکس - جوکی


تیم مدیریت جوکی


چت آفلاین جوکی


تبلیغات در جوکی


حمایت از جوکی


قوانین جوکی


تبادل لینک با جوکی


تبادل بنر با جوکی